برای دیدن عکس ها به ادامه مطلب مراجعه کنید
bi-khiyal...ما را در سایت bi-khiyal دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: ali
بازدید: 171
برای دیدن بقیه عکس ها به ادامه مطلب مراجعه کنید
bi-khiyal...ما را در سایت bi-khiyal دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: ali
بازدید: 152
مش اصغر توی چادر دیدنی شد................پی قاشق زنی شد
که باشد استتار اینجا ضروری! ................آهای چهارشنبه سوری!
یکی از جیغ و داد اهل کوچه................. کند دندان قروچه
بگوید: داد از این حد بی شعوری!............... آهای چارشنبه سوری!
بر اعصــــــابش زند یکریز .............تقّه هیاهــــــــوی ترقّه
ندارد بیش از این تاب صبــوری ................آهای چارشنبه سوری!
مقصــر من نمی گویم تـو هستی............ ولی از بمب دستی
چه چشمانی که شد محکوم کوری..................... آهای چارشنبه سوری!
امید است اینکه با شادی معقول............. همه خوشحال و شنگول
کنیم از شیوه ی این عده دوری ................آهای چارشنبه سوری
رسیدی و پر از شادی و شوری................... آهای چارشنبه سوری!
شنیدم با جوانان جفت و جوری.................. آهای چارشنبه سوری!
بساط «سرخی تــو، زردی من»................... سر هر کوی وبرزن
تو هم چون مردمــان غرق سروری............... آهای چارشنبه سوری!!!
منبع:mad.blogfa.com
bi-khiyal...ما را در سایت bi-khiyal دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: ali
بازدید: 172
ه کلاغ و یه خرس سوار هواپیما بودن. کلاغه سفارش چایی میده. چایی رو که میارن یه کمیشو میخوره باقیشو می پاشه به مهموندار!
مهموندار میگه: چرا این کارو کردی؟
کلاغه میگه: دلم خواست، پررو بازیه دیگه پررو بازی!
چند دقیقه میگذره… باز کلاغه سفارش نوشیدنی میده، باز یه کمیشو میخوره باقیشو میپاشه به مهموندار.
مهموندار میگه: چرا این کارو کردی؟
کلاغه میگه: دلم خواست پررو بازیه دیگه پررو بازی!
بعد از چند دقیقه کلاغه چرتش میگیره، خرسه که اینو میبینه به سرش میزنه که اونم یه خورده تفریح کنه …
مهموندارو صدا میکنه میگه یه قهوه براش بیارن. قهوه رو که میارن یه کمیشو میخوره باقیشو میپاشه به مهموندار!
مهموندار میگه: چرا این کارو کردی؟
خرسه میگه: دلم خواست! پررو بازیه دیگه پررو بازی!
اینو که میگه یهو همه مهموندارا میریزن سرش و کشون کشون تا دم در هواپیما میبرن که بندازنش بیرون. خرسه که اینو میبینه شروع به داد و فریاد میکنه.
کلاغه که بیدار شده بوده بهش میگه: آخه خرس گنده تو که بال نداری مگه مجبوری پررو بازی دربیاری!!!
نکته مدیریتی: قبل از تقلید از دیگران منابع خود را به دقت ارزیابی کنید!
bi-khiyal...
ما را در سایت bi-khiyal دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: ali
بازدید: 154
زن در حال قدم زدن در جنگل بود که ناگهان پایش به چیزی برخورد کرد. وقتی که دقیق نگاه کرد چراغ روغنی قدیمی ای را دید که خاک و خاشاک زیادی هم روش نشسته بود.
زن با دست به تمیز کردن چراغ مشغول شد و در اثر مالشی که بر چراغ داد طبیعتا یک غول بزرگ پدیدار شد…!
زن پرسید : حالا می تونم سه آرزو بکنم ؟؟ غول جواب داد : نخیر !
زمانه عوض شده است و به علت مشکلات اقتصادی و رقابت های جهانی بیشتر از یک آرزو اصلا صرف نداره ، زن اومد که اعتراض کنه که غول حرفش رو قطع کرد و گفت : همینه که هست…
حالا بگو آرزوت چیه؟ زن گفت : در این صورت من مایلم در خاور میانه صلح برقرار شود و از جیبش یک نقشه جهان را بیرون آورد و گفت : نگاه کن. این نقشه را می بینی ؟ این کشورها را می بینی ؟ اینها ..این و این و این و این و این … و این یکی و این.
من می خواهم اینها به جنگ های داخلی شون و جنگهایی که با یکدیگر دارند خاتمه دهند و صلح کامل در این منطقه برقرار شود و کشورهایه متجاوزگر و مهاجم نابود شوند.
غول نگاهی به نقشه کرد و گفت : ما رو گرفتی ؟ این کشورها بیشتر از هزاران سال است که با هم در جنگند. من که فکر نمی کنم هزار سال دیگه هم دست بردارند و بشه کاریش کرد.
درسته که من در کارم مهارت دارم ولی دیگه نه اینقدر ها. یه چیز دیگه بخواه. این محاله. زن مقداری فکر کرد و سپس گفت: ببین… من هرگز نتوانستم مرد ایده آل ام راملاقات کنم. مردی که عاشق باشه و دلسوزانه برخورد کنه و با ملاحظه باشه.
مردی که بتونه غذا درست کنه و در کارهای خانه مشارکت داشته باشه. مردی که به من خیانت نکنه و معشوق خوبی باشه و همش روی کاناپه ولو نشه و فوتبال نگاه نکنه! ساده تر بگم، یک شریک زندگی ایده آل.
غول مقداری فکر کرد و بعد گفت : اون نقشه لعنتی رو بده دوباره یه نگاهی بهش بندازم…!!
ما را در سایت bi-khiyal دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: ali
بازدید: 150